تبليغاتX
یک فنجان چای
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
داریم خفه میشیم

|+| نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه 14 آذر1384 و ساعت 3:26 بعد از ظهر | 
چقدر خوشبخت بودیم و خودمون خبر نداشتیم!
علی مشکينی رئيس مجلس خبرگان در جمع شورای فرماندهی منطقه مقاومت قم گفت:
- با ظهور حضرت ولی عصر (عج) تمام مرزها و حكومت‌ها لغو می‌شود و همه تحت حكومت عدل الهی و ولايت حضرت حجت، درمی‌آيد.
- امروز بيشتر رهبران دنيا فاسدند و ايران تنها كشور اسلامی است كه رهبری فرزانه دارد!!!.
- تمام دولت‌های دنيا به ملتشان زور می‌گويند به جز جمهوری اسلامی ايران!!!.
|+| نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه 14 آذر1384 و ساعت 11:34 قبل از ظهر | 
بابا بی خیال!
نمیدونم شما تا چه اندازه به دعا و توسل اعتقاد دارین، ولی به نظر من درسته که با دعا کردن به درگاه خدای بزرگ خیلی از مشکلات آدم حل میشه ولی یه بدی که داره اینه که آدمو از خواست خدا دور میکنه ، اصلا از نظر من درست در مقابل بسیاری از سفارشات و موازین دینی قرار داره چرا که اون حس تسلیم در برابر خدای بزرگ رو از آدم میگیره. همه آدمایی که ادعای خداپرستی و ایمان به خدا رو دارن تنها در صورتی میتونن این ایمانشونو ثابت بکنند که در مقابل خواست خدا و سرنوشتشون که از طرف خدا براشون قرار داده شده حرفی نزنن و راضی به رضای اون باشن. چرا که همه ما میدونیم که هرچی خدا بهمون داده لطفشه و هر چی نداده مصلحت . پس بهتره به جای درخواستهایی که نه از روی خداپرستی ، بلکه از طرف نفسمون هست فقط خدا رو برای همه داده ها و نداده هایش شکر کنیم. آخه میدونین ماها حتا بعضی وقتها کارمون به جایی میرسه که برای کوچکترین مشکلی، کوچکترین دردی و کوچکترین ناراحتی اینقدر بی تاب میشیم که دست به دامن خدا که چی بگم، حتا غیرخدا میشیم و تمام عزت و غرور خودمونو به بازی میگیریم ، پس این صبر و خدا برای چی به ما داده؟ ، اصلا به یاد خدا بودن یعنی چی؟ تو همین قران خودمون که اینقدر بهش احترام الکی میذاریم هر صفحشو بخونیم ما رو به صبر و نماز توصیه کرده، اینا یعنی چی؟ واقعا ما ها چقدر ادم هستیم و چقدر انسان . وای که چقدر آدم با انسان فرق داره.

به امید اون روزهایی که احساس کنیم که امروز به خدا نزدیکتر از دیروز هستیم. شما هم لطفا اگه نظری در این مورد دارین برای من و دیگر دوستان بنویسین.برای اینکه عریضه هم خالی نباشه یه عکس تبلیغاتی براتون میذارم که امیدوارم یه ذره مارو به خودمون بیاره و نسبت به خودمون و جامعه ای که توش زندگی میکنیم احساس مسؤلیتمونو بیشتر بکنه.

با آرزوی موفقیت و شادی برای همه شما.

  

|+| نوشته شده توسط مهدی در شنبه 12 آذر1384 و ساعت 4:28 بعد از ظهر | 
خاتمی و احمدی نژاد!!!!
 

 

 

 

 

 

 

 

 

آخه احمدی نژاد با خاتمی اصلا قابل مقایسه است. خداییش آدم خجالت میکشه اسم این دو تا رو با هم بیاره. این حرفاش که به جوادی آملی گفته دیگه اوج دروغ گویی و خیانت و عوام فریبی این آدمه. البته اسم آدم برای این جناب واقعا زیادیه .به نظر من هر کی احمدی نژاد و با خاتمی مقایسه میکنه یا خیلی کم اطلاعه و یا اینکه دچار بحران شناخت و توهم شده. حتا با نگاه کردن به چهره خاتمی هم میشه بزرگواری و بخشش و انسانیت از این سیمای پر نور تشخیص داد ولی این یارو احمدی نژاد چی؟ ظاهر و باطنش هر دو تاش حال آدمو به هم میزنه .

خلاصه من از همه دوستدارای خاتمی و همه روشنفکرها به خاطر اینکه نام بزرگ خاتمی بزرگ رو با اسم این احمق با هم اوردم معذرت میخوام. در ضمن اونایی که اعتراضی نسبت به این مطلب دارن دو تا کار میتونن بکنن: یا مطالعه خودشونو بیشتر کنن و یا اینکه برام پیام بذارن.

|+| نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه 10 آذر1384 و ساعت 1:57 بعد از ظهر | 
واکنش اعلمی به رویاپردازی احمدی نژاد

" متاسفانه فيلم مذكور در سطح وسيعي انعكاس يافته است و CD آن همچنان دست به دست مردم مي‌‏شود و مطمئنا بازخورد خوبي در داخل و خارج بويژه در ميان اصحاب فكر نخواهد داشت."

عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هفتم ادامه داد: اميدواريم اين فيلم به اشتباه و با هدف تابو كردن احمدي‌‏نژ‌‏اد در ميان عوام و توسط نزديكان رييس‌‏جمهوري تكثير نشده باشد.

نماينده تبريز در مجلس هفتم، با اشاره به آيه‌‏اي از قرآن كه «تذكر دهيد چه بسا براي مومنين نفع داشته باشد» تاكيد كرد: رئيس‌‏جمهور نبايد خيلي تحت تاثير القائات و فضاسازي‌‏هاي كاذب و مجامله و مداهنه‌‏گويي‌‏هاي آن دسته از افرادي كه ايشان را احاطه كرده و چه بسا هر از چندگاهي براي خوشايند رييس‌‏جمهور آدرس غلط داده و اباطيلي نظير آنچه در نيويورك رخ داده را القاء مي‌‏كنند، قرار گيرد.
وي افزود: اين موارد دستاويزي براي تضعيف جايگاه رياست جمهوري به مخالفان مي‌‏دهد.

اعلمي با بيان اين‌كه تاريخ، چراغ آينده ماست، به برخي از اتفاقاتي كه در طول تاريخ براي افرادي كه تحت تاثير القائات اطرافيان راه به اشتباه رفته‌‏اند، اشاره كرد و گفت: فراموش نكرده ايم كه سيد علي‌‏محمد باب از طلاب و زهاد عصر خويش تلقي مي‌‏شد اما تحت تاثير برخي اوهام و القائات برخي اطرافيان به جايي رسيد كه دعوي بابيت و مهدويت و نهايتا اولوهيت كرد و گرفتار سرنوشتي شد كه نبايد مي‌‏شد.

عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم ادامه داد: اينكه در حين سخنراني يك انسان، هاله‌‏اي از نور او را احاطه كند كه به قول احمدي‌‏نژاد فقط او و يكي از نزديكانش اين نور را مشاهده كنند، ادعاي بزرگي است كه حتي قديسين صدر اسلام هم چنين داعيه‌‏اي را نداشتند.

وي سپس خاطرنشان كرد: ادعاي رئيس‌جمهور مبني بر اين‌كه در هنگام سخنراني ايشان سران كشورها مژه نزدند و اصرار و تاكيد ايشان بر اين‌كه «غلو نمي‌‏كنم» خود به طور آشكار مقرون به غلو و اغراق است.

اعلمي گفت: چطور مي‌‏توان تصور كرد سخنران يا خطيبي حين ايراد نطق مهم خود آن هم با فاصله نسبتا دور، حركات مژه‌‏هاي همه حاضران را زير نظر داشته باشد و به يكي از علماي بزرگ قم با قاطعيت اعلام كند «اين‌كه مي‌‏گويم مژه نزدند، غلو نمي‌‏كنم، اغراق نيست».

وي تاكيد كرد: مبهوت شدن مردم در خيابانهاي نيويورك يا سران در اجلاس، علاوه بر اهميت و ويژگي خاص هيات ايراني ؛ مواضع آنها ، الزاما مثبت نيست و مي‌‏تواند دلايل ديگري هم داشته باشد.

نماينده تبريز در مجلس هفتم خاطرنشان كرد: عدم رعايت پروتكل هاي رايج، حركات و اظهارات خلاف شئون ديپلماتيك، انجام اقدامات نامتعارف و مغاير با عقايد مانوس، تركيب دور از انتظار يك هيات يا مشاهده آداب و رسوم جديد و متفاوت با واقعيت‌‏هاي موجود نيز مي‌‏تواند اسباب بهت و حيرت جماعتي كه براي نخستين بار با چنين صحنه‌‏هايي مواجه شده‌‏اند را فراهم سازد.

|+| نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه 10 آذر1384 و ساعت 1:33 بعد از ظهر | 
آیا عشق جاودانه میان دو نفر امکان ناپذیر است؟
شايد برخی از زوجهای جوان موافق نباشند، اما آنطور که دانشمندان ايتاليايی ادعا ميکنند عشق پر احساس ميان دونفر تنها تا حدود يکسال پس از آشنايی دوام می آورد.

تحقيقات دانشگاه پاويا نشان می دهد که احساسات شديد عاشقانه ای که در آغاز رابطه يک زوج برانگيخته می شود، احتمالا در اثر ترشح نوعی ماده شيميايی در مغز آنهاست. پژوهشگرانی که اين تحقيقات را انجام داده اند می گويند احساس خوشحالی و وابستگی در آغاز رابطه دو نفر، به افزايش ميزان نوعی پروتئين در بدن آنها مربوط می شود.

اما اين محققان بعد از انجام مطالعاتی روی افراد مجرد و زوجهايی که رابطه طولانی مدت و يا نوپا داشتند نتيجه گرفتند که ميزان اين پروتئين به مرور زمان کاهش می يابد. دانشمندان مذکور ميزان پروتئين موسوم به نوروتروفين را در بدن افراد ۱۸ تا ۳۱ ساله مورد مطالعه، اندازه گيری کردند.

نتايج اين آزمايشات که در گزارشی در يک نشريه تخصصی اعصاب و روان
(Psychoneuroendocrinology) منتشر شده است، نشان می دهد که ميزان اين پروتئين در ميان زوجهايی که رابطه خود را تازه آغاز کرده اند از افراد ديگر بسيار بيشتر است.

اما بعد از گذشت يکسال ، زوجهايی که رابطه اشان همچنان ادامه داشت مورد آزمايش قرار گرفتند و معلوم شد که ميزان اين پروتئين در بدن آنها به سطح معمول بازگشته است.

پيرگلوئيجی پوليتی ، يکی از نگارندگان اين گزارش گفت: اين يافته ها به معنای آن نيست که پس از يکسال ديگر هيچ عشقی ميان زوجها وجود ندارد بلکه تنها نشان می دهد که عشق آنها ديگر شور و حال اوليه را ندارد.

نظر شما در اين مورد چيست؟ آيا عشق تنها يک فعل و انفعال شيميايی است که پس از يکسال فروکش می کند؟ آيا عشق ابدی و جاودانه ای که در داستانها و افسانه ها روايت آن را خوانده ايم ، امری محال است؟

|+| نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه 10 آذر1384 و ساعت 1:19 بعد از ظهر | 
Are We Or Are We Not
Written with a pen
Sealed with a kiss
you are my friend
Please answer this
Are we friends
Or are we not
You told me once
But I forgot
So tell me now
And tell me true
So I can say
I'm here for you
Of all the friends
I've ever met
You're the one
I won't forget
And if I die
Before you do
I'll go to heaven
And wait for you
|+| نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 9 آذر1384 و ساعت 9:28 بعد از ظهر | 
من که مي دونم منظورش چي بود
شنبه:همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم دراومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید
 
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد.آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه
 
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم
 
یکشنبه:امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه
 
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم
 
دوشنبه:امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست.من که میدونم منظورش چی بود.حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم
 
سه شنبه:امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه
 
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا ! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هجور شده با این یکی هم ازدواج میکنم
 
چهارشنبه:امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوره به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشسد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطوراین دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر میشه
 
پنج شنبه:یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخوا د که من بی خیال مینا بشم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم
 
جمعه:امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. اجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
 
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم
 
راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد
 
شنبه:امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم واومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم
 
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود
|+| نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 9 آذر1384 و ساعت 9:27 بعد از ظهر | 
دو تا گاوی که ما داریم!
 
 
در هندوستان:
شما در گاو دارید.
آنها را پرستش میکنید.
 
در روسیه:
شما در گاو دارید:
آنها را میشمارید و میبینید گاوهای شما پنج تاست. درباره میشمارید میبینید چهل و در تاست. برای بار سوم میشمارید هفده تاست. سرانجام شمارش را رها میکنید و یک بطری دیگر ودکا باز میکنید.
 
در پاکستان:
شما هیچ گاوی ندارید. اما ادعا میکنید گاوهای هندی مال شماست. از آمریکا میخواهید تا به شما کومک اقتصادی کند. از چین میخواهید به شما کومک نظامی بدهد. ار انگلستان هواپیماهای جنگی میخواهید. از فرانسه زیردریایی میخواهید. از ایتالیا ماشین آلات میخواهید. از آلمان تقاضای دریافت تکنولوژی میکنید. از سویس وام میگیرید. روسیه به شما دارو میدهد. از ژاپن وسایل یدکی میگیرید. گاوها را میخرید! و مدعی میشوید که جهان به شما پشت کرده است.
 
در آمریکا:
شما دو گاو دارید. یکی از گارها را میفروشید و آن دیگری را وامیدارید تا به اندازه چهارتا گاو شیر بدهد. وقتی گاو شما میمیرد، شما ملتهای دیگر را مورد ملامت و سرزنش قرار میدهید و برای نجات جهان! و به دست آوردن گاوها یک جنگ تمام عیار راه میاندازید.
 
در فرانسه:
شما دو گاو دارید.
دست به اعتصاب میزنید زیرا خواهان آن هستید که سه گاو داشته باشید.
 
در آلمان:
شما دو گاو دارید.
آنها را طوری بازآفرینی میکنید که صد سال عمر کنند و در ماه فقط یکبار غذا بخورند.
 
در انگلستان:
شما در گاو دارید.
هر دوشان جنون گاوی دارند.
 
در ایتالیا:
شما دو گاو دارید.
اما نمیدانید گاوهایتان کوجاست. بی خیال میشوید و میروید استراحت میکنید.
 
در سویس:
شما پنجهزارتا گاو دارید اما هیچکدامشان مال شما نیست. شما فقط حق البوق چریدن گاوها را میگیرید.
 
در ژاپن:
شما دو گاو دارید.
کاری میکنید که جثه شان ده برابر کوچکتر شود و بیست برابر گاوهای معمولی شیر بدهد. شما سپس کارتونهای زیبایی از گاوها تولید و به سراسر جهان صادر میکنید.
 
در چین:
شما دو گاو دارید.
سیصد نفر گاوهایتان را تر و خشگ میکنند. شما مدعی میشوید که در مملکت شما بیکاری نیست و میزان تولید سیصد برابر شده و هر کس هم از تعداد واقعی گاوها گزارشی بدهد، دستگیر و زندانی خواهد شد.
 
در اسراییل:
شما هیچ گاوی ندارید.
گاوهای فلسطینی ها را میگیرید و از تورات هم دلیل و برهان میاورید که این گاوها از نخستین روز خلقت عالم مال شما بوده است.
 
در ایران:
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
شما دو گاو دارید.
یکی را رهبر مملکت میکنید و آن دیگری را رییس جمهور.
|+| نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 9 آذر1384 و ساعت 9:21 بعد از ظهر | 
BRILLIANT WAYS GIRLS TURN GUYS DOWN!


HE: I'm a photographer I've been  looking for a face  like yours   SHE: I'm a plastic surgeon. I've been  looking for a  face like
!!yours

? HE: May I have the pleasure of this  dance
SHE: No, I'd like to have some  pleasure too!!!
?HE: How did you get to be so beautiful
SHE: I must have been given your share

 
HE: Will you come out with me this Saturday
SHE: Sorry! I'm having a headache this weekend
HE: Go on, don't be shy. Ask me out
SHE: Okay, get out


HE: I think I could make you very happy
? SHE: Why? Are you leaving


? HE: What would you say if I asked u to marry me
SHE: Nothing. I can't talk and laugh at the same time


? HE: Can I have your name
SHE: Why, don't you already have one

? HE: Shall we go and see a film
SHE: I've already seen it


? HE: Do you think it was fate that brought us together
!!! SHE: Nah, it was plain bad luck


? HE: Where have you been all my life
SHE: Hiding from you


?HE: Haven't I seen you someplace before
SHE: Yes, thats why I don't go there anymore
HE: Is this seat emptySHE: Yes, and this one will be if you sit down 
|+| نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه 9 آذر1384 و ساعت 9:5 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar